فهرست مطالب
- خلاصه خبر
- بازارهای پیشبینی؛ ماشین حقیقت یا میدان هیجان؟
- ویتالیک بوترین چطور ۷۰ هزار دلار سود کرد؟
- استراتژی سود در پلی مارکت: خلاف رودخانه شنا کن!
- پیشبینی عجیب روی تصاحب گرینلند توسط آمریکا
- پیش بینی جایزه صلح نوبل برای ترامپ
- سوگیری روایی؛ چرا خبرهای داغ قضاوت بازار را منحرف میکنند؟
- سوگیری تاییدی و اثر موج جمعی
- استراتژی پیشبینیهای خستهکننده اما سودآور
- چرا پاسخ «No» در پلی مارکت اینقدر مهم است؟
- لزوم شناخت تله های پلی مارکت
- جمعبندی
در بازارهای پیشبینی، پول واقعی باید پیشبینیهای دقیقتری بسازد. اما این بازارها هم از هیجان، ترس و سوگیریهای انسانی آسیب میبینند. ویتالیک بوترین در مصاحبهای از کسب 70 هزار دلار سود با استفاده از همین ضعف رفتاری و تلههای روانی در پلی مارکت گفته است.
خلاصه خبر
- ویتالیک بوترین با سرمایهگذاری ۴۴۰ هزار دلاری در پلیمارکت، حدود ۷۰ هزار دلار سود و بازدهی ۱۶ درصدی گرفت.
- تلههای روانی و هیجان خبری باعث میشوند کاربران احتمال رویدادهای بعید را بیش از حد واقعی قیمتگذاری کنند.
- طبق دادههای پلیمارکت، ۷۳.۳ درصد بازارهای نهاییشده با پاسخ «No» بسته شدهاند.
بازارهای پیشبینی؛ ماشین حقیقت یا میدان هیجان؟
در نگاه اول، بازارهای پیشبینی مثل پلیمارکت و کالشی قرار است «ماشین حقیقت اینترنت» باشند. ایده اصلی بازارهای پیشبینی این است: وقتی کاربران با پول واقعی درباره یک رویداد تصمیم میگیرند، قیمت گزینهها بهتدریج تصویری از احتمال واقعی وقوع آن رویداد را نشان دهد.
اما این بازارها یک ضعف ساختاری دارند. هیجان، ترس، تعصب و تایید ذهنی باعث میشود احتمال برخی رویدادهای بسیار بعید، بسیار بیشتر از واقعیت قیمتگذاری شود. به بیان ساده، وقتی یک موضوع داغ خبری میشود، کاربران گاهی شدت هیجان خبر را با احتمال واقعی وقوع آن اشتباه میگیرند.
همین نقطه ضعف، برای گروه کوچکی از معاملهگران آرامتر و منطقیتر به فرصت تبدیل شده؛ کسانی که بهجای همراه شدن با موج جمعیت، علیه پیشبینیهای بیش از حد هیجانی شرط میبندند.
ویتالیک بوترین چطور ۷۰ هزار دلار سود کرد؟
طبق گزارش بی این کریپتو، ویتالیک بوترین از اولین افراد شناختهشده در دنیای کریپتو بود که علنا گفت از این الگو در پلی مارکت سود گرفته است. وی در یک مصاحبه در ماه ژانویه توضیح داد که با استفاده از همین تاکتیک در Polymarket حدود ۷۰ هزار دلار سود کرده است. او گفته بود حدود ۴۴۰ هزار دلار روی مجموعهای از قراردادهای رویدادی گذاشته که خودش آنها را پیشبینیهای «دیوانهوار و غیرمنطقی» توصیف کرده بود.
نتیجه این استراتژی برای او بازدهی حدود ۱۶ درصدی بود. نکته مهم اینجاست که روش بوترین پیچیده نبود؛ او بهدنبال بازارهایی میگشت که یک سناریوی بسیار بعید بهخاطر هیجان رسانهای بیش از حد جدی گرفته شده بود، سپس خلاف جریان غالب وارد معامله میشد.
استراتژی سود در پلی مارکت: خلاف رودخانه شنا کن!
در پلتفرمهای بازار پیشبینی، چنین قراردادهایی بهراحتی پیدا میشوند. در سال گذشته حجم معاملات روی بازارهای غیرمنطقی رشد قابل توجهی داشته است. فضای خبری سیاسیتر و ورود کاربران بیشتر با اشتهای بالاتر برای پیش بینیهای سفتهبازانه، از عوامل اصلی این رشد معرفی شدهاند.
اینجاست که روانشناسی انسان وارد بازی میشود. وقتی یک روایت خبری همهجا دیده میشود، کاربران ناخودآگاه احساس میکنند احتمال وقوع آن هم بالاتر رفته است. اما دیده شدن زیاد یک خبر، لزوما به معنای محتمل بودن آن نیست.
برای مثال، یک توییت تهدیدآمیز از سوی ترامپ، یک جلسه کنگره درباره یوفوها، یا هشدارهای تند یک تحلیلگر درباره فروپاشی اقتصاد میتواند حس فوریت ایجاد کند. این حس فوریت، ربط مستقیمی به احتمال واقعی وقوع آن رویداد ندارد، اما روی قیمتگذاری بازار اثر میگذارد.
نتیجه این است که بعضی خروجیها بهصورت احساسی بیش از حد گران میشوند؛ و همینجا فرصت معاملهگران خلافجهت شروع میشود.
پیشبینی عجیب روی تصاحب گرینلند توسط آمریکا
یکی از مثالهای مهم برای درک بهتر این تاکتیک برای کسب سود در پلی مارکت، ماجرای گرینلند است. در ابتدای سال، همزمان با اوج تنشهای دونالد ترامپ با متحدان اروپایی بر سر حاکمیت گرینلند، کاربران پولی مارکت شروع به پیشبینی روی این موضوع کردند که آمریکا چه زمانی این جزیره را به دست خواهد آورد.
هرچند احتمال این اتفاق پایین ماند، اما در مقطعی که ترامپ در شبکههای اجتماعی تهدید کرد گرینلند را با زور تصاحب میکند، شانس این سناریو در بازار تا سقف ۲۱ درصد بالا رفت.

چنین سناریویی اگرچه از نظر نظری غیرممکن نیست، اما بسیار بعید است؛ چون حمله ترامپ به گرینلند به معنای حمله به یک متحد ناتو و احتمالا شکستن اتحاد غربی خواهد بود. پیامدهای چنین اقدامی میتواند فاجعهبار باشد. با وجود این، یکی از بازارهای فعال پلی مارکت درباره اینکه آیا ترامپ تا پایان ۲۰۲۶ گرینلند را تصاحب میکند یا نه، نزدیک به ۳۳ میلیون دلار حجم معاملات ایجاد کرده است.
پیش بینی جایزه صلح نوبل برای ترامپ
نمونه دیگر مربوط به بازارهایی بود که پیشبینی میکردند ترامپ برنده جایزه صلح نوبل شود! پس از اظهارنظرهای عمومی خود ترامپ درباره این جایزه، بسیاری از کاربران روی این نتیجه وارد معامله شدند و در برخی موارد احتمال بازار به ۱۴ درصد رسید.
اما ویتالیک بوترین موضعی خلاف آنها را گرفت. استدلال او این بود که این قیمتگذاری بیشتر از احساسات و روایت خبری تغذیه میکند، نه از منطق یا احتمال واقعی.
قبلا قراردادهای دیگری هم بودند که با هیجان مشابه رشد کرده بودند؛ از جمله پیشبینی اینکه دولت آمریکا وجود حیات فرازمینی را تایید کند یا اینکه دلار آمریکا تا پایان سال کاملا فروبپاشد. با وجود احتمال پایین این سناریوها، بسیاری از آنها پیشبینیهای مثبت دورقمی دریافت کردند.
سوگیری روایی؛ چرا خبرهای داغ قضاوت بازار را منحرف میکنند؟
رفتارهایی که در این بازارها دیده میشود در اقتصاد رفتاری یک نام مشخص دارد: سوگیری روایی یا Narrative Bias. این سوگیری یعنی افراد جذابیت، شدت احساسی یا دراماتیک بودن یک داستان را با احتمال وقوع آن اشتباه میگیرند. هرچه یک سناریو بیشتر در تیتر خبرها دیده شود، محتملتر به نظر میرسد؛ حتی اگر دادههای واقعی از آن پشتیبانی نکنند.
اریک زیتزویتز (Eric Zitzewitz)، استاد اقتصاد در کالج دارتموث (Dartmouth) که بازارهای پیشبینی را مطالعه میکند، در مصاحبهای در ماه اکتبر با Ipsos گفته بود سیاست و ورزش، زمینههای بسیار مناسبی برای این نوع انحراف هستند.
او حتی تاکید کرده بود که وجود چنین خطاهایی برای کارکرد این صنعت لازم است؛ چون بدون کاربران بیشازحد مطمئن یا کسانی که حاضرند برای سرگرمی در بلندمدت پول از دست بدهند، معاملهگران آگاهتری مثل بوترین طرف مقابل معامله نخواهند داشت.
وی اشاره کرده:
«برای اینکه بازارها کار کنند، یا باید افرادی وجود داشته باشند که بیشازحد به خود مطمئن باشند، یا کسانی که حاضرند بهطور میانگین پول از دست بدهند، چون این کار برایشان سرگرمکننده است.»
سوگیری تاییدی و اثر موج جمعی
مشکل فقط سوگیری روایی نیست. سوگیری تاییدی هم باعث میشود کاربران اطلاعات را طوری تفسیر کنند که باورهای قبلیشان تایید شود. کسانی که از قبل ترامپ را یک چهره غیرمتعارف و ساختارشکن میدانند، راحتتر سناریوی حمله یا تصاحب گرینلند را قابل تصور میبینند. کسانی هم که سالها در معرض روایتهای مربوط به یوفوها بودهاند، ممکن است یک جلسه کنگره را نشانه نزدیک بودن افشای بزرگ بدانند.
وقتی احتمال یک بازار شروع به بالا رفتن میکند، خود این حرکت به یک سیگنال تبدیل میشود. درست مثل یک میمکوین که وارد چرخه هیجان میشود، تازهواردها اشتیاق جمعی را نشانه خرد جمعی میدانند و وارد بازار میشوند. این ورود، احتمال را بالاتر میبرد و در نهایت بازار کمتر شبیه ابزار سنجش احتمال و بیشتر شبیه موج مومنتوم رفتار میکند.
استراتژی پیشبینیهای خستهکننده اما سودآور
ویتالیک بوترین تنها کسی نیست که از این استراتژی استفاده میکند. یکی از بزرگترین معامله گران پلی مارکت با نام Domer هم از همین نوع نگاه خلافجهت استفاده کرده است. دومر که پیشتر پوکرباز حرفهای بوده، با همین سبک معاملهگری در پلی مارکت حدود ۴۰۰ هزار دلار سود کرده است. یکی از برجستهترین بردهای او زمانی بود که ۱۰۰ هزار دلار روی احتمال پاپ شدن Cardinal Robert Francis Prevost (پاپ بعدی) سرمایهگذاری کرد. در آن زمان، بازار فقط ۵ درصد احتمال برای پاپ شدن این شخص قائل بود.
او پیشتر هم پیشبینیهای مهمی انجام داده بود؛ از جمله محکومیت Sam Bankman-Fried به ۲۵ سال زندان و اخراج Sam Altman از مدیرعاملی OpenAI در سال ۲۰۲۳.
اینجا نکته مهم این است که سودآوری لزوما از پیشبینیهای هیجانانگیز نمیآید. گاهی بهترین فرصتها همان شرطهای به ظاهر خستهکنندهای هستند که برخلاف هیجان عمومی اما نزدیکتر به احتمال واقعی قرار دارند.
چرا پاسخ «No» در پلی مارکت اینقدر مهم است؟
طبق آماری که پلی مارکت در بخش Accuracy یا «دقت پیشبینیها» منتشر کرده، ۷۳.۳ درصد از بازارهای نهاییشده این پلتفرم با نتیجه «No» بسته شدهاند. دلیل این موضوع به ساختار سؤالها برمیگردد. بسیاری از بازارها درباره وقوع یک رویداد مشخص تا یک مهلت زمانی خاص طراحی میشوند. در چنین ساختاری، وضعیت موجود یا عدم وقوع رویداد، بهصورت طبیعی مزیت دارد.

یک مهندس به نام Sterling Crispin این موضوع را با ساخت یک ربات بررسی کرد؛ رباتی که بهصورت خودکار روی گزینه No در هر بازار غیرورزشی شرط میبست. نتیجه آزمایش او تقریبا با دادههای خود پلیمارکت برابر بود. طبق یافتههای Crispin، حدود ۷۳.۴ درصد از پیش بینی ها در این پلتفرم به وقوع نمیپیوندند.

بر اساس این دادهها، مزیت خلافجهت یک راز پنهان نیست. این مزیت به این دلیل باقی میماند که رفتار غیرمنطقی انسان، یک ویژگی دائمی این بازارهاست؛ نه یک باگ موقتی که بهزودی از بین برود.
لزوم شناخت تله های پلی مارکت
برای کاربران بازار کریپتو، داستان Polymarket فقط درباره پیشبینی نیست. این گزارش یک درس مهم درباره رفتار جمعی دارد: قیمتها همیشه بازتاب دقیق واقعیت نیستند؛ گاهی بازتاب هیجان، ترس، روایت رسانهای و مومنتوم هستند.
همین منطق در بازارهای کریپتو هم دیده میشود. یک میمکوین، یک روایت سیاسی، یک شایعه درباره ETF، یا یک خبر پر سروصدا میتواند باعث شود معاملهگران احتمال یک سناریو را بیش از حد جدی بگیرند. در چنین شرایطی، کسی که فقط با موج حرکت میکند ممکن است در نقطهای وارد شود که ریسک بیشتر از پاداش است.
در مقابل، معاملهگران منظمتر معمولا چند سؤال ساده میپرسند: آیا این سناریو واقعا محتمل است؟ آیا قیمت فعلی بیش از حد تحت تاثیر خبر قرار گرفته؟ آیا جمعیت در حال خرید احتمال است یا فقط هیجان؟
جمعبندی
بازارهای پیشبینی با وجود ظاهر منطقی و دادهمحور خود، همچنان بهشدت تحت تاثیر روانشناسی انسانی قرار دارند. ویتالیک بوترین با سرمایهگذاری ۴۴۰ هزار دلاری روی مجموعهای از قراردادهای غیرمنطقی و خلافجهت، حدود ۷۰ هزار دلار سود کرد و بازدهی ۱۶ درصدی به دست آورد.
نمونههایی مثل سرمایهگذاری روی تصاحب گرینلند توسط آمریکا، جایزه نوبل ترامپ، تایید حیات فرازمینی یا فروپاشی کامل دلار نشان میدهند که روایتهای خبری میتوانند احتمالهای بعید را بیش از حد گران کنند. دادههای خود پلی مارکت نیز نشان میدهد ۷۳.۳ درصد بازارهای نهاییشده با پاسخ «No» بسته میشوند؛ آماری که با یافتههای Sterling Crispin و نرخ ۷۳.۴ درصدی او تقریبا همخوان است.
در نهایت، پیام اصلی روشن است: در بازارهای پیشبینی هم مانند کریپتو، جمعیت همیشه درست نمیگوید. گاهی سود نه در دنبال کردن موج، بلکه در تشخیص لحظهای است که هیجان جای احتمال واقعی را گرفته است.












